بيليمسل  BİLİMSEL - نگاهي به زندگي و اشعار پروين اعتصامي (ادبي)

پروین اعتصامی، شاعره نامدار معاصر ایران از گویندگان قدر اول زبان فارسی است که با تواناترین گویندگان مرد ، برابری کرده و به گواهی اساتید و سخن شناسان معاصر گوی سبقت را از آنان ربوده است.
در جامعه ما با همه اهتمام و نظام فکری اسلام به تعلیم و تربیت عموم و لازم شمردن پرورش فکری و تقویت استعدادهای زن و مرد، باز برای جنس زن به علت نظام مرد سالاری امکان تحصیل و پرورش تواناییهای ذوق کم بوده و روی همین اصل تعداد گویندگان و علماء زن ایران در برابر خیل عظیم مردان که در این راه گام نهاده اند؛ ناچیز می نماید و پروین در این حد خود منحصر به فرد است.

رمز توفیق این ارزشمند زن فرهنگ و ادب فارسی، علاوه بر استعداد ذاتی؛ معجزه تربیت و توجه پدر نامور اوست که علیرغم محرومیت زن ایرانی از امکانات تحصیل و فقدان مدارس دخترانه، خود به تربیت او همت گماشت و دختر با استعداد و با سرمایه معنوی خود را به مقامی که در خورد او بود رسانید.

پدر پروین میرزا یوسف اعتصامی (اعتصام الملک) پسر میرزا ایراهیم خان مستوفی ملقب به اعتصام الملک از اهالی آشتیان بود که در جوانی به سمت استیفای آذربایجان به تبریز رفت و تا پایان عمر در همان شهر زیست.

یوسف اعتصام الملک در 1291 هـ.ق در تبریز به دنیا آمد. ادب عرب و فقه و اصول و منطق و کلام و حکمت قدیم و زبانهای ترکی و فرانسه را در تبریز آموخت و در لغت عرب احاطه کامل یافت. هنوز بیست سال از عمرش نرفته بود که کتاب (قلائد الادب فی شرح اطواق الذهب) را که رساله ای بود در شرح یکصد مقام از مقامات محمود بن عمر الزمخشری در نصایح و حکم و مواعظ و مکارم اخلاق به زبان عربی نوشت که بزودی جزء کتابهای درسی مصریان قرار گرفت. چندی بعد کتاب (ثورة الهند یا المراة الصابره) او نیز مورد تحسین ادبای ساحل نیل قرار گرفت .
کتاب (تربیت نسوان) او که ترجمه (تحریر المراة) قاسم امین مصری بود به سال 1318 هـ.ق انتشار یافت که در آن روزگار تعصب عام و بیخبری عموم از اهمیت پرورش بانوان در جامعه ایرانی رخ می نمود.

اعتصام الملک از پیشقدمان راستین تجدد ادبی در ایران و به حق از پیشوایان تحول نثر فارسی است. چه او با ترجمه شاهکارهای نویسندگان بزرگ جهان، در پرورش استعدادهای جوانان، نقش بسزا داشت. او علاوه بر ترجمه بیش از 17 جلد کتاب در بهار 1328 هـ.ق مجموعه ادبی نفیس و پرارزشی بنام (بهار) منتشر کرد که طی انتشار 24 شماره در دو نوبت توانست مطالب سودمند علمی- ادبی- اخلاقی- تاریخی- اقتصادی و فنون متنوع را به روشی نیکو و روشی مطلوب عرضه کند.

 

 


زندگینامه
رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی از شاعران بسیار نامی معاصر در روز 25 اسفند سال 1285 شمسی در تبریز تولد یافت و از ابتدا زیر نظر پدر دانشمند و سخندان خود که با انتشار کتاب (تربیت نسوان) اعتقاد و آگاهی خود را به لزوم تربیت دختران نشان داده بود، به رشد پرداخت.

در کودکی با پدر به تهران آمد. ادبیات فارسی و ادبیات عرب را نزد وی قرار گرفت و از محضر ارباب فضل و دانش که در خانه پدرش گرد می آمدند بهره ها یافت و همواره آنان را از قریحه سرشار و استعداد خارق العاده خویش دچار حیرت می ساخت. در هشت سالگی به شعر گفتن پرداخت و مخصوصاً با به نظم کشیدن قطعات زیبا و لطیف که پدرش از کتب خارجی (فرنگی- ترکی و عربی) ترجمه می کرد طبع آزمائی می نمود و به پرورش ذوق می پرداخت.

در تیر ماه سال 1303 شمسی برابر با ماه 1924 میلادی دوره مدرسه دخترانه آمریکایی را که به سرپرستی خانم میس شولر در ایران اداره می شد با موفقیت به پایان برد و در جشن فراغت از تحصیل خطابه ای با عنوان" زن و تاریخ" ایراد کرد.

او در این خطابه از ظلم مرد به شریک زندگی خویش که سهیم غم و شادی اوست سخن می گفت .خانم میس شولر، رئیس مدرسه امریکایی دختران خاطرات خود را از تحصیل و تدریس پروین در آن مدرسه چنین بیان می کند.

"پروین، اگر چه در همان اوان تحصیل در مدرسه آمریکایی نیز معلومات فراوان داشت، اما تواضع ذاتیش به حدی بود که به فرا گرفتن مطلب و موضوع تازه ای که در دسترس خود می یافت شوق وافر اظهار می نمود."

خانم سرور مهکامه محصص از دوستان نزدیک پروین که گویا بیش از دوازده سال با هم مراوده و مکاتبه داشتند او را پاک طینت، پاک عقیده، پاک دامن، خوشخو، خوشرفتار، در مقام دوستی متواضع و در طریق حقیقت و محبت پایدار توصیف می کند.

پروین در تمام سفرهایی که با پدرش در داخل و خارج ایران می نمود شرکت می کرد و با سیر و سیاحت به گسترش دید و اطلاعات و کسب تجارب تازه می پرداخت.

این شاعر آزاده، پیشنهاد ورود به دربار را با بلند نظری نپذیرفت و مدال وزارت معارف ایران را رد کرد.

پروین در نوزده تیر ماه 1313 با پسر عموی خود ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج به کرمانشاه به خانه شوهر رفت.
شوهر پروین از افسران شهربانی و هنگام وصلت با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاده پروین مغایرت داشت. او که در خانه ای سرشار از مظاهر معنوی و ادبی و به دور از هر گونه آلودگی پرورش یافته بود پس از ازدواج ناگهان به خانه ای وارد شد که یک دم از بساط عیش و نوش خالی نبود و طبیعی است همگامی این دو طبع مخالف نمی توانست دیری بپاید و سرانجام این ازدواج ناهمگون به جدایی کشید و پروین پس از دو ماه و نیم اقامت در خانه شوهر با گذشتن از کابین طلاق گرفت.

با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت شگفت آوری تحمل کرد و تا پایان عمر از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود.

بعد از آن واقعه تأثیرانگیز پروین مدتی در کتابخانه دانشسرای عالی تهران سمت کتابداری داشت و به کار سرودن اشعار ناب خود نیز ادامه می داد. تا اینکه دست اجل او را در 34 سالگی از جامعه ادبی گرفت در حالی که بعد از آن سالها می توانست عالی ترین پدیده های ذوقی و فکری انسانی را به ادبیات پارسی ارمغان نماید. بهرحال در شب 16 فروردین سال 1320 خورشیدی به بیماری حصبه در تهران زندگی را بدرود گفت و پیکر او را به قم بردند و در جوار قبر پدر دانشمندش در مقبره خانوادگی بخاک سپردند.

در تهران و ولایات، ادبا و شعرا از زن و مرد اشعار و مقالاتی در جراید نشر و مجالس یادبودی برای او برپا کردند.

در سال 1314 چاپ اول دیوان پروین اعتصامی، شاعره توانای ایران، به همت پدر ادیب و گرانمایه اش انتشار یافت و دنیای فارسی زبان از ظهور بلبل داستانسرای دیگری در گلزار پر طراوت و صفای ادب فارسی آگاهی یافت و از غنچه معطر ذوق و طبع او محفوظ شد.
پروین برای سنگ مزار خود نیز قطعه اندوهباری سروده که هم اکنون بر لوح نماینده مرقدش حک شده است.


ویژگی سخن
او در قصایدش پیرو سبک متقدمین بویژه ناصرخسرو است و اشعارش بیشتر شامل مضامین اخلاقی و عرفانی می باشد. پروین موضوعات حکمتی و اخلاقی را با چنان زبان ساده و شیوایی بیان می دارد که خواننده را از هر طبقه تحت تاثیر قرار می دهد. او در قدرت کلام و چیره دستی بر صنایع و آداب سخنوری همپایه ی گویندگان نامدار قرار داشته و در این میان به مناظره توجه خاص دارد و این شیوهء را که شیوهء شاعران شمال و غرب ایران بود احیاء می نماید. پروین تحت تاثیر سعدی و حافظ بوده و اشعارش ترکیبی است از دو سبک خراسانی و سبک عراقی .

چاپ اول دیوان که آراسته به دیباچه پر مغز شاعر و استاد سخن شناس ملک الشعرای بهار و حاوی نتیجه بررسی و تحقیق او در تعیین ارزش ادبی و ویژگیهای سخن پروین بود شامل بیش از یکصد و پنجاه قصیده و مثنوی در زمان شاعر و با قطعه ای در مقدمه از خود او تنظیم شده بود. پروین با اعتقاد راسخ به تأثیر پدر بزرگوارش در پرورش طبعش، دیوان خود را به او تقدیم می کند .

***

نمونه اثر
این قطعه را برای سنگ مزار خود سروده است

اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب چروین است
گر چه جز تلخی ز ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بی دوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جان فرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین است
بیند این بستر و عبرت گیرد
هر که را چشم حقیقت بین است
هر که باشی و ز هر جا برسی
آخرین منزل هستی این است
آدمی هر چه توانگر باشد
چون بدین نقطه رسید مسکین است
اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و ره دیرین است
خرم آنکس که در این محنت گاه
خاطری را سبب تسکین است


قریحه سرشار و استعداد خارق العاده پروین در شعر همواره موجب حیرت فضلا و دانشمندانی بود که با پدرش معاشرت داشتند، به همین جهت برخی بر این گمان بودند که آن اشعار از او نیست.
پروین اعتصامی بی تردید بزرگترین شاعر زن ایرانی است که در طول تاریخ ادبیات پارسی ظهور نموده است. اشعار وی پیش از آنکه بصورت دیوان منتشر شود در مجلد دوم مجله بهار که به قلم پدرش مرحوم یوسف اعتصام الملک انتشار می یافت چاپ می شد (1302 ـ 1300 خورشیدی) دیوان اشعار پروین اعتصامی که شامل 6500 بیت از قصیده و مثنوی و قطعه است تاکنون چندین بار به چاپ رسیده است.
مقدمه دیوان به قلم شادروان استاد محمد تقی ملک الشعرای بهار است که پیرامون سبک اشعار پروین و ویژگیهای اشعار او نوشته است.

 ثبت سالروز تولد پروين اعتصا مي در تقويم رسمي كشور

بيست وپنجم اسفندماه همزمان است با سال روز تولد پروين اعتصامي، كه اين روز پس از تصويب در شوراي عالي انقلاب فرهنگي، در تقويم رسمي كشور، به نام اين شاعر نام گذاري خواهد شد.
عبدالحسين زرين كوب درباره شيوه شاعري پروين اعتصامي معتقد بود: نشان اصالت در شيوه شاعري او پيداست. تنوع قالب ها و مضمون هاي ماخوذ از حيات هر روزي و شيوه مناظره پردازي بين اشياي بي جان، مختصات عمده شعر او را رنگ تازه اي مي دهد و اين همه در كلام او از جوش فكر و از تازگي و اصالت راستين حاكي است.

پروين اعتصامي در كودكي با خانواده خود به تهران آمد.

پدر پروين، يوسف اعتصا مي معروف به اعتصام الملك، آشنا به علم و ادب و فرهنگ ايران و فرانسه بود. پروين زير نظر پدر خود زبان فارسي و عربي را فراگرفت. اعتصام الملك، پروين را از همان دوران خردسالي و نوجواني در جلسه هاي شعر و ادب فارسي شركت مي داد.

پروين زير نظر پدرش بزرگ شد. به مدرسه آمريكايي ها رفت و در سال 1303 دوره تحصيلات خود را به پايان رساند.
در همان مدرسه به تدريس و تعليم پرداخت. در سال 1313 با پسرعموي پدرش ازدواج كرد و پس از چهارماه با همسرش به كرمانشاه رفت. پروين در اين ازدواج ناموفق بود، و سه ماه پس از زندگي مشترك به خانه پدرش بازگشت.

پروين اعتصا مي شانزدهم فروردين ماه دار فاني را وداع گفت و در شهر قم در آرامگاه خانوادگي به خاك سپرده شد.

کوتاه سخن آنکه به قول دانای ایرانی ارد بزرگ ، مردمان توانمند در میان جشن و بزم  نیستند . آنها در هر دم به آرمانی بزرگتر می اندیشند  و برای رسیدن به آن  در حال پیکارند . پروین نیز هزاران سختی کشید به خاطر ایران و ایرانی ، خرد و دانایی و نصیحت و حکمت ، عمر پروین بسیار کوتاه بود، کمتر زنی از میان سخنگویان اقبالی همچون پروین داشت که در دورانی این چنین کوتاه شهرتی فراگیر داشته باشد. پنجاه سال و اندی است که از درگذشت این شاعره بنام می گذرد و همگان اشعار پروین را می خوانند و وی را ستایش می کنند و بسیاری از ابیات آن بصورت ضرب المثل به زبان خاص و عام جاری گشته است.
شعر پروین شیوا، ساده و دلنشین است. مضمونهای متنوع پروین مانندباغ پرگیاهی است که به راستی روح را نوازش می دهد. اخلاق و همه تعابیر و مفاهیم زیبا و عادلانه آن چون ستاره ای تابناک بر دیوان پروین می درخشد چنانکه استاد بهار در مورد اشعار وی می فرمایند در پروین در قصاید خود پس از بیانات حکیمانه و عارفانه روح انسان را به سوی سعی و عمل امید، حیات، اغتنام وقت، کسب کمال، همت، اقدام نیکبختی و فضیلت سوق می دهد.
سرانجام آنکه او دیوان خوبی و پاکی است .

نگاهي به زندگي و اشعار پروين اعتصامي

با آنکه پروین معاصر ما بوده ، آگاهی ما از خصوصیات فردی و شخصیت و حوادث زندگانی او در حد شگفت آوری اندک و محدود است . راوی دست اول و مطمئن احوال شخصی او، ابوالفتح اعتصامی ، شرح حالی بس فشرده و مجمل از او در دیوان وی به دست داده است . از منابع معتبر نزدیک به تاریخِ وفات پروین می توان از دفتر کوچکی به نام مجموعة مقالات و قطعات اشعار، که به مناسبت درگذشت و اولین سال وفات خانم پروین اعتصامی نوشته و سروده شده است و نخستین بار در تیر 1323 در تهران به چاپ رسیده ، نیز یاد کرد. از مجموع گزارشهای کسانی که پروین را از نزدیک دیده و یا با او سابقة دوستی و آشنایی داشته اند، چنین معلوم می شود که وی زنی باوقار و متین و کم سخن و صاحب عزت نفس و مناعت طبع بوده و صداقت و صراحت و تواضع و پاکی طینت و عقیده و خوشرفتاری و پاکدامنی را همراه با گوشه گیری و بی علاقگی به حضور در محافل و مجامع در وجود خویش جمع داشته است ( رجوع کنید به متینی ، ص 208؛ محصّص ، ص 30). دیوان اشعار وی نیز از حوادث و وقایع شخصی و اجتماعی تقریباً خالی است و در آن غیر از قطعه ای که در «تعزیت پدر» و شعری که برای سنگ مزار خود سروده و نیز شعر «نهال آرزو» که برای جشن فارغ التحصیلی کلاس خود در جوزای (خرداد) 1303 گفته است و یکی دو شعر دیگر، شعر دیگری که صراحتاً به شناخت شخص شاعر کمکی کند، وجود ندارد.

آنچه از مضامین و معانی اشعار پروین می توان دربارة خلقیات و روحیات او استنباط کرد، دلبستگی عمیق وی نسبت به پدر و استعداد وافر و شوق فراوان او به آموختن علم و دانش است و دیگر پاکی و پاکدامنی و روحیة ظلم ستیزی و مخالفت با ستم و ستمگران و حمایت و ابراز همدلی و همدردی با محرومان و ستمدیدگان . شاید همین روحیه سبب شده تا وی دعوت رضاشاه را برای آنکه معلم ملکه باشد نپذیرد (اسحاق ، ص 177؛ نیز رجوع کنید به ابوالفتح اعتصامی ، «تاریخچة زندگانی پروین اعتصامی »، ص 7؛ مؤید، ص 217). به نظر می رسد که دولت رضاشاه از پروین چندان خشنود نبوده است ، چنانکه تکریم و تقدیر بی سروصدای دولت وقت از پروین از سطح اعطای نشان درجة سوم علمی به او فراتر نرفت و پروین نیز آن نشان را که توهین به خود می دانست ، به شهادت برادرش ، پس فرستاد ( رجوع کنید به ابوالفتح اعتصامی ، همانجا). پس از درگذشت پروین نیز مراسم رسمی دولتی به مناسبت وفات و در بزرگداشت وی برپا نشد و مدیر کانون بانوان نیز، به سبب برخی محظورات و ملاحظات ، برای برگزاری مجلس یادبود پروین در آن کانون اقدامی نکرد (دولت آبادی ، ص 61). از پاسخ محرمانة فرمانداری قم در تاریخ هجدهم فروردین 1320 به تلگراف رمز وزارت کشور در باب «موضوع حمل جنازة دختر اعتصام الملک » تلویحاً می توان دانست که دستگاه امنیتی رضاشاه نسبت به او حساسیت داشته است ( رجوع کنید به چاوش اکبری ، ص ] 424 [ ). دوستان و علاقه مندان پروین به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت او در فروردین 1321، که سلطة رضاشاه بر کشور پایان یافته بود، مجلس یادبودی برای وی برپا کردند، و با سرودن اشعار نسبت به سکوت و بی مهری دوران استبداد در حق پروین واکنش نشان دادند. از جمله اشعاری که در نخستین سالگرد درگذشت پروین سروده شد، شعری بود به زبان عربی از عالم و شاعر نجفی ایرانی تبار، سیدمحمدجمال هاشمی (متوفی 1397)، که آن را در مجلة الثقافة مصر منتشر کرد. این شعر در شعراءالغریّ (خاقانی ، ج 11، ص 51 ـ 52) و نیز در مجموعه مقالات (ص 33 ـ 35) همراه با ترجمه آمده و حاکی از شهرت پروین در همان زمان حیاتش در خارج از مرزهای ایران است .

شعر پروین . شعر پروین را می توان از حیث صورت و معنی ، براساس نوع و قالب و سبک و واژگان و وزن و مضمون و نیز طرز بیان مفاهیم و معانی بررسی کرد. دیوان پروین مجموعاً مشتمل بر 606 ، 5 بیت در قالب 209 قصیده و قطعه و غزل و مثنوی و 5 قطعه کوتاه دو سه بیتی و یازده تک بیتی است (مؤید، ص 216) و در آن جز پنج شش غزل دیده نمی شود؛ البته چنانکه در لغت نامة دهخدا (همانجا) آمده است ، دیوان پروین مشتمل بر همة اشعار او نیست . وی چند سال پیش از مرگ خود، یک قسمت از اشعارش را که مطلوب طبعش نبوده سوزانده است . شعر پروین «تعلیمی » و اخلاقی است ، نه غنایی و تغزلی . در تقسیم بندی شعر به نو و کهن ، پروین را باید در ردیف کهن سرایان قرارداد، هرچند در بعضی از اشعار او بندرت ابتکاراتی برای دست یافتن به قالبهای تازه مشاهده می شود ( رجوع کنید به آرین پور، ج 3، ص 544). ملک الشعراء بهار (ج 1، ص 210 ـ 211) سبک شعری پروین را سبکی مستقل می داند مرکب از دو سبک خراسانی در قصاید و عراقی در قطعات و مناظرات . واژگان شعر پروین فاخر و فخیم است و در آن از لغات و اصطلاحات عربی مهجور و یا بعضی لغات فرنگی که بر اثر تحولات اجتماعی ناشی از ترقی و تجدد در دوران او معمول بوده است ، خبری نیست . پروین گاهی از اوزان و بحور نامطبوع استفاده کرده ( رجوع کنید به پروین اعتصامی ، قصاید 1، 5، 6، 10، 11) و از حیث طرز بیان مفاهیم و معانی ، مخصوصاً به «مناظره » و «سؤال و جواب » توجه داشته است . در دیوان او بیش از هفتاد نمونه مناظره آمده که وی را از این حیث در میان همة شاعران فارسی زبان ممتاز ساخته است ؛ این مناظرات نه فقط میان آدمیان و جانوران و گیاهان ، بلکه میان انواع اشیا از قبیل سوزن و نخ نیز اتفاق می افتد و پروین در بیان مقاصد خود از هنر شخصیت بخشی و تخیل و تمثیل در حد اعلا استفاده کرده است . بهار (همانجا) وی را احیاکنندة مناظره در شعر فارسی دانسته است . شعر پروین با وجود استواری و متانت در لفظ و معنی ، روان و آسان فهم است و به قدری از تصنع و تکلف خالی است که به قول پدرش اعتصام الملک برای مبدّل کردن آن به نثر، جابه جاکردن کلمات کافی است و نیازی به افزودن و کاستن چیزی نیست (یوسف اعتصامی ، ص 15). می توان گفت که شعر پروین از نمونه های شعر سهلِ ممتنع است . خصوصیت دیگر شعر او یکدستی و یکنواختی همه جانبه ای است که در کل دیوان او دیده می شود و «احساسات متضاد و احوال و حوادثی که شاعر را برانگیخته ، هیچ وقت طرز و سبک خاص او را از اختیارش » بیرون نیاورده است ( رجوع کنید به بهار، ج 1، ص 212).

آنچه شعر پروین را ممتاز ساخته ، مضامین و معانی مندرج در اشعار اوست . دیوان پروین آکنده از حقایق الهی و معنوی و مفاهیم عالی انسانی و پند و اندرز و توصیه به خردمندی و نکوهش کبر و غرور و نخوت و ظلم ، و نفرت از فقر و تبعیض و اختلاف طبقاتی و همدردی با مظلومان و بینوایان و رنجدیدگان و رنجبران است . رنگ ملایمی که از تابش نور عرفان و فلسفه به مفاهیم مورد نظر شاعر افتاده ، چندان تند نیست که چشم عامّة خوانندگان را بیازارد، اما در عوض به شعر او جلا بخشیده است . روح عاطفی پروین و احساسات زنانه و مادرانة او که عمدتاً در قطعات و مناظرات تجلی یافته ، با روحی عرفانی و اخلاقی که در قصاید منعکس شده ، ترکیب دلپذیری به وجود آورده است . پروین با هنرمندی و قوت فکر و صفای طبع توانسته است در عین استفاده از واژگان و مفاهیم ساده و ملموسی مانند باد و باران ، مور و مار، گل و خار، دزد و قاضی ، دیوانه و زنجیر، نخ و سوزن ، سگ و گربه ، ذره و خفاش ، رفوگر و سوزن ، حقایق آسمانی و عُلْوی و عرفانی را در کنار مسائل اساسی اجتماعی با زبانی فصیح و استوار و همه کس فهم بیان کند (برای عرفان در شعر پروین ، نیز رجوع کنید به زرین کوب ، ص 370 ـ 371). شعر پروین نه مطلقاً آسمانی و نه مطلقاً زمینی است ، بلکه شعری است که می خواهد حضور آسمان را در زمین و عروج اهل زمین را به آسمان ممکن سازد. حساسیت او به سرنوشت ستمدیدگان و خشم و نفرت او نسبت به زورمندان و زراندوزان ، به شعر او معنای اجتماعی و سیاسی خاصی می بخشد که می توان گفت تطبیق آن با اوضاع و احوال زمانه خوشایند حکومت وقت نبوده است (نیز رجوع کنید به دباشی ، ص 251ـ252؛ مؤید، ص 215، 217 ـ 218).

تعداد اشعاری که پروین در آنها سخت ترین انتقادها را بر شاهان وارد می کند و از ظلم و ستم اغنیا و قدرتمندان و درد و رنج محرومان یاد می کند، به اندازه ای زیاد است که مایة حیرت می شود. پروین در «صاعقة ما ستم اغنیاست » به تقبیح ظلم می پردازد، در شعر «ای رنجبر» زحمتکشان را به انقلاب در برابر ظالمان فرا می خواند، در شعر «تیره بخت » فقر را به تصویر می کشد و در شعر «شکایت پیرزن » مشروعیت سیاسی دولت را مورد شک و تردید قرار می دهد. رنگ سیاسی شعر پروین به اندازه ای محسوس است که بعضی از منتقدان ، شعر او را شعر «سیاست و اخلاق » نامیده و گفته اند که «سلاست کلام شاعرانه و صلابت پیام سیاسی و مهابت خلل ناپذیر اخلاق » در شعر او جمع شده است ( رجوع کنید به دباشی ، ص 240ـ263). شجاعت و آزادمنشی پروین وقتی قابل درک است که به یادآوریم این اشعار در چه محیطی سروده شده و حکومت ارعاب و خفقان و فشار و استبداد رضاشاه با شاعران آزادیخواه چه رفتاری داشته است .

وصف شعر پروین صرفاً با ذکر «آنچه در دیوان او هست » کامل نمی شود، بلکه باید به آنچه در شعر او نیست نیز اشاره شود. در شعر پروین که سرشار از مهربانی و محبت است از عشق به معنای متعارف آن ، که خمیرمایة شعر غنایی و تغزلی فارسی و ابزار کار بسیاری از شاعران عارف ماست ، خبری نیست و به گفتة بهار (ج 1، ص 215) «دورباشِ عصمت و عفاف » به او رخصت نداده است که به این موضوع بپردازد. دیوان پروین از حیث وصف بیواسطة طبیعت نیز ضعیف است و وصف طبیعت در آن به صورتی غیرمستقیم و در لابلای اشعار دیگر آمده است . همچنین شعر او از شر و شور جوانی و اشارات و کنایات گناه آلود خالی است و هزل و کلمات و تعبیرات رکیک نیز در آن دیده نمی شود، هرچند که پروین در برخی از اشعار برای بیان مقصود خود از ریشخند استفاده کرده است . احوال شخصی و ماجراهای روزمرة زندگی فردی یا حوادث سیاسی و اجتماعی زمانه نیز در شعر او تقریباً انعکاسی ندارد و تعداد اشعاری که بنوعی به شخص او یا به زمانة او ربط مستقیم پیدا می کند از شمار انگشتان یک دست تجاوز نمی کند، از آن جمله است شعر «زن در ایران » که در اسفند 1314 به مناسبت رفع حجاب سروده است . با آنکه در ابیات اولیه اشاره به مظالم و محدودیتهایی دارد که در آن روزگار برای زنان وجود داشته ، چون عمدتاً شامل نصیحت به زنان است که در بند ظاهر و زینت و لباس نباشند و ساده زیستی و تقوا و دانش دوستی را پیشه کنند، با حال و هوای حاکم بر اوضاع و احوال زنان متجدد آن روز انطباق کامل ندارد. با این حال این شعر تنها شعر دیوان پروین است که در آن یکی از کارهای رضاشاه مورد تأیید پروین قرار گرفته و به سبب تأیید کشف حجاب و مذمّت چادر موجب ناخشنودی متدینان شده است . به یک معنی می توان گفت که پروین معاصر زمانه و پدیدة عصر خود نیست و ذهن و زبان او با ذهن و زبان شاعران و نویسندگان معاصرش فرق و فاصلة بسیار دارد؛ در شعر او مفاهیمی از قبیل وطن و آزادی و تجدد و استقلال و استعمار، که درون مایة دیوان شاعران معاصرش از قبیل ادیب الممالک فراهانی و بهار و دهخدا و عارف و عشقی است ، خبری نیست . همچنین ، مضامین کهنة شعر کلاسیک ایران که شاعران سنّتی زمان پروین به عبث تکرار می کردند در شعر او حضور ندارد (برای آگاهی از چند و چون شعر این شاعران رجوع کنید به عبرت نائینی ، تذکرة مدینة الادب ). همین خصوصیات حیرت بسیاری را برانگیخته است تا بدانجا که او و شعر او را «معمّا» دانسته اند ( رجوع کنید به قانون پرور، ص 310 ـ 320، که این ویژگیهای شعر او را نتیجة انزوا و محیط محدود زندگی او می داند) و بعضی نیز تا بدانجا پیش رفته اند که اشعار او را متعلق به خود او ندانسته و به شاعرانی مانند دهخدا نسبت داده اند ( رجوع کنید به گرکانی ، تهمت شاعری ) و یا متعلق به رونق علیشاه (متوفی 1225) دانسته اند ( رجوع کنید به آیتی ، ج 2، ص 68) و یا به شاعری منسوب کرده اند که از وی ، بدون ذکر نام ، تحت عنوان «بزرگترین شاعر متصوف ایران » یاد کرده و در یک بیانیة سیاسی بهار را به سبب غفلت از این امر به باد ناسزا گرفته اند، که البته دوستان بهار نیز عکس العمل نشان داده اند و بهار خود نیز این گونه اتهامات و ادعاها را از جانب طرفداران سیدضیاءالدین طباطبائی و از «ترهّات و دروغهای دلالان استعمار» دانسته است ( رجوع کنید به مجموعه مقالات ، ص 50 ـ 59).

در کنار این گونه اظهارنظرهای سخیف ، که هیچگاه از سوی اهل علم و ادب جدی تلقی نشده و به آن پاسخ مستدل داده شده است ( رجوع کنید به دبیرسیاقی ، ص 186 ـ 189؛ کزازی ، ص 106 ـ 110)، اظهارنظرهای درست و عالمانه دربارة تأثیر اشعار شاعران قدیم بر شعر پروین و یا اقتباس پروین از مضامین مندرج در آثار نویسندگان بسیار است . بهار (ج 1، ص 212) که مقدمه اش بر دیوان پروین الهام بخش منتقدان دیگر شده ، از تأثیر ناصرخسرو و سنائی و حتی حافظ و سعدی بر پروین یاد کرده و دیگران نیز گهگاه شباهت مضمونی آشکاری میان بعضی از اشعار پروین با شعر قدما مشاهده کرده اند و فی المثل قطعة «اشک یتیم » او را با قطعة «آن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی » از انوری یا مثنوی «لطف حق » را با ابیاتی از مثنوی مولانا هم مضمون دانسته اند ( رجوع کنید به زرین کوب ، ص 366 ـ 367؛ درودیان ، ص 10 ـ 14). مجلة بهار نیز که به مدیریت اعتصام الملک منتشر می شد، مقالاتی داشت که پروین مضمون آنها را در اشعار خود، با دخل و تصرفی استادانه ، تکرار می کرد. شعر «یاد یاران » پروین اقتباسی از یک قطعة معروف شاعر انگلیسی ، هوراشیو اسمیث (1779ـ1840 میلادی ) است که اصل آن را اعتصام الملک ، ظاهراً از ترجمة فرانسوی ، در سال دوم مجله (ش 2، رمضان 1339) به فارسی ترجمه و نشر کرده بود (زرین کوب ، ص 367؛ یوسفی ، ص 417ـ 418). همچنین ، نشان داده اند که شعر طولانی «جولای خدا» با اقتباس از مقالة «عزم و نشاط عنکبوت » پدید آمده است ؛ مقاله ای که اصل آن از نویسنده ای آمریکایی به نام آرتور بریزبان بوده و به ترجمة اعتصام الملک در مجلة بهار منتشر شده است (یوسفی ، همانجا؛ کریمی حکاک ، ص 280). بر این اساس ، تأکید شده که یکی از ضروریات شناخت پروین اعتصامی تحلیل تطبیق برخی از اشعار او با برخی از مقالات مجلة بهار است (کریمی حکاک ، ص 284).

پروین در دو سه دهة اولِ پس از درگذشتش چندان مورد علاقه و توجه روشنفکران و نوپردازان نبود ( رجوع کنید به اسلامی ندوشن ، ص 227)؛ یکی از آن جهت که ظلم ستیزی و انتقادات سیاسی او، بر پایة مسلک و مرامی مانند سوسیالیسم و کمونیسم قرار نداشت ، و دیگر از آن حیث که در قالب شکنی شعر کهن فارسی ، که در این دوران به اقتضای نیما سخت رایج بود، نقشی نداشت . در یک کلام می توان گفت که پروین واجد خصوصیات الگوی مورد نظر شاعران روشنفکر این دوران از یک زن شاعر نبود و او در دوران حیات خود از سوی رضاشاه و حکومت او و در دوران بلافاصله پس از مرگ خود، از سوی نوپردازان و روشنفکران مورد بی مهری قرار گرفت ؛ تا بدانجا که وقتی در آبان و آذر 1341 مقالاتی وهن آمیز دربارة پروین در مجلة روشنفکر به چاپ رسید، نه خود آن مجله و نه مجلات دیگر حاضر به چاپ جوابیه ابوالفتح اعتصامی ، برادر پروین ، نشدند و وی ناچار شد که پاسخ خود را در جزوه ای مستقل چاپ و منتشر کند (ابوالفتح اعتصامی ، «پاسخ به مقالات مجلة روشنفکر ...»، ص 62ـ69). به رغم کم اعتنایی برخی از روشنفکران و نوپردازان ، استادان مسلم ادب فارسی ، چه آنها که با پروین معاصر بوده و چه آنان که پس از وی آمده اند، همگان پروین را شاعری بزرگ و از درجة اول دانسته اند. از استادان متقدم ، حاج سیدنصرالله تقوی گواهی داده است که پروین «از خردسالگی بدون خستگی » در جلسات اهل فضل و ادب که در منزل پدرش تشکیل می شد حضور می یافت و «با عطش خارج از حوصلة کودکان » به گفتار آنان گوش می داد و «اولین شعرش را در هفت سالگی ساخت ... قطعه ای از اشعاری که اعتصام الملک از زبان فرانسه ترجمه کرده بود، پروین آن را به شیوة انوری در زبان فارسی به شعر درآورد» (داوران ، ص 292). بهار (ج 1، ص 215) به تمام معنی او را ستوده و ادعا کرده است که «شاعری از جنس زن که دارای این قریحه و استعداد باشد و با این توانایی و طی مقدمات تتبع و تحقیق ، اشعاری چنین نغز و نیکو بسراید، از نوادر محسوب و جای بسی تعجب و شایستة هزاران تحسین و تمجید است ». وی سپس مثالهایی از شعر پروین نام برده (لطف حق ، کعبة دل ، گوهر اشک ، روح آزاد، دیده و دل ، دریای نور، ذره ، جولای خدا و...) و هریک را «برهان آشکار بلاغت و سخندانی او» و برای آنکه وی را «در بارگاه شعر و ادبیات حقیقی جایگاهی عالی و ارجمند بخشد» کافی دانسته است . قزوینی (ج 4، ص 999) او را «ملکة النساء الشواعر» خوانده که «به سرودن چنین اشعاری در درجة اول از فصاحت و سلاست و متانت که لفظاً و فکراً با بهترین قصاید اساتید و مخصوصاً ناصرخسرو دم برابری می زند، موفق گشته است »؛ به نظر او موفق شدن «خانم جوانی از خانمهای ایران با اوضاع و کیفیات » آن روزگار، «به ساختن اشعاری بدین پایه از استحکام الفاظ و صحت » و فصاحت «به راستی جای بسی تحسین و تمجید» است (ج 4، ص 1003). شهریار نیز در دو شعر جداگانه او را ستوده است (ج 1، ص 722؛ چاوش اکبری ، ص 316 ـ 325). سعید نفیسی (ص 98 ـ 104) و غلامحسین یوسفی (ص 413 ـ 424) و زرین کوب (ص 363ـ 372) و اسلامی ندوشن (ص 227ـ230) نیز همه او را شاعری ارجمند و بلندمرتبه دانسته اند.

در بیست سال اخیر، شعر پروین بیش از گذشته محل اعتنا و ارزیابی و تحلیل واقع شده و نویسندگانی بر پایة اسلوبهای نقد جدید، اندیشه و سبک او را نقد کرده اند ( رجوع کنید به کریمی حکاک ، ص 264ـ284) و برخی دیگر در مقالاتی مفصل و عالمانه اندیشه و سبک او را با توجه به اوضاع و احوال تاریخی و اجتماعی زمانة او ارزیابی کرده اند و او را بدرستی شاعری باایمان و نجیب و مبلّغ حرمت و عزت انسانی دانسته اند ( رجوع کنید به مؤید، ص 212ـ239) و بعضی نیز خواسته اند با استفاده از روانشناسی ، شخصیت و منش پروین را تحت تأثیر دلبستگی شدید وی به پدرش تفسیر و توجیه کنند و آنچه را که دیگران عموماً تکیه گاه و نقطة قوت شخصیت پروین دانسته اند نقطة ضعف او معرفی کنند (داوران ، ص 285 ـ 309).

اکنون با آنکه هنوز حتی یک قرن از ولادت پروین نگذشته ، وی شهرت و جایگاهی والا در عالم شعر فارسی پیدا کرده است . در ایران ، قبل از پروین مردم چنین نامی را برای فرزندان خود انتخاب نمی کردند و حتی در اوایل ظهور پروین عده ای تصور می کردند پروین نام یک مرد است ؛ تا بدانجا که خود وی ناچار شد درضمن یک دوبیتی توضیح دهد که «مرد پندارند پروین را، چه برخی زاهل فضل / این معما گفته نیکوتر که پروین مرد نیست » (پروین اعتصامی ، ص 268). با این حال ، امروزه این نام از چنان پذیرش و اعتباری برخودار است که در میان نامهای زنان معاصر ایران ، از حیث فراوانی ، در ردیف پنجم قرار دارد (بهنیا، ص 33). شعر پروین در همة دوره های تحصیلی جای خود را در کتابهای درسی تثبیت کرده و تعدادی از ابیات او به صورت مَثل سائر درآمده و نویسندگان و گویندگان و حتی روحانیان و خطبای مذهبی در بیان مقاصد خود از اشعار او استفاده می کنند (مثلاً رجوع کنید به مطهری ، ص 77 ـ 78). تعداد مدرسه ها و گذرگاههایی که در سراسر ایران به نام او نامگذاری شده ، از شمار بیرون است و در سالهای اخیر از دیوان او هرساله چندین چاپ به بازار نشر روانه می شود و با استقبال خوانندگان روبرو می گردد. این همه نشانة آن است که ستارة اقبال پروین ، که در حیات او درخششی در خور قدر وی نداشت ، پس از وی روی در بلندی و درخشندگی دارد.

دیوان شعر پروین

دیوان شعر پروین اعتصامی، نخستین بار در سال 1314 به کوشش پدر و برادرش ابوالفتح با پنج هزار بیت به چاپ رسید. این کتاب نظر محافل ادبی و به ویژه زنان را به خود جلب کرد. در آن زمان، پروین که شاعری جوان بود، در شمار شاعران جوان و سرآمدان دوره خویش به شمار می آمد. دیوان اشعار پروین، قالبی منظم دارد که رفته رفته بر ابیات آن اضافه شده است. در حال حاضر، دیوان اشعار او شامل 5606 بیت در قالب 209 قصیده، قطعه، غزل، مثنوی، پنج قطعه کوتاه دو سه بیتی و نیز یازده تک بیتی است که در آن، آموزه های اخلاقی، تعلیمی و پند و اندرزهای اجتماعی بیان شده است.

هنر شاعری پروین

پروین اعتصامی، شاعری هنرمند است. نقطه اوج هنر او در این است که با تیزبینی خاص خود، نحوه زندگی هم نوعانش را می بیند. او برای اصلاح نقاط ضعف آنها، از زبان و سرگذشت حقیقی یا خیالی افراد، حیوانات و اشیا، از جمله ظالم و مظلوم، چشم و مژگان، صیاد و مرغ و... بهره می گیرد. پروین شعر می سراید و در هر شعرش، مطالب مورد نظر خود را به یاد خوانندگان می آورد. به همین دلیل، شعر او به تابلویی ازقصه حیات انسان ها تبدیل شده است. هنر دیگر شاعری پروین، اصالت و نوآوری اوست. همچنین پروین در پندگویی به طبقات مختلف مردم، با زبانی ساده و روان، آنها را به سوی ویژگی های انسانی دعوت می کند و با هنرمندی تمام، از آگاهی، چیره دستی و شجاعت آدمیان سخن می گوید. همین هنر شاعری او سبب شده که برخی از دیر باورانی که به او شک و تردید داشته اند، شعرش را معما بدانند و به او تهمت بزنند و اشعار ش را به ناصر خسرو نسبت دهند».

ویژگی های روحی

آنچه از اشعار پروین اعتصامی می توان درباره خلقیات و روحیات او نتیجه گیری کرد، دل بستگی عمیق او به پدر و استعداد و شوق فراوان او به آموختن است. پاکی و پاک دامنی، ظلم ستیزی، مخالفت با ستم و ستمگران و نیز ابراز همدردی و همدلی با محرومان و ستمدیدگان، از ویژگی های روحی پروین به شمار می آید. شاید همین روحیه سبب شد تا او دعوت رضا شاه را برای آنکه معلم ملکه باشد، نپذیرد. همچنین می توان محبوبیت و شهرت پروین را در بین مردم، به دلیل روحیه دینی و پای بندی او به اصول دینی و اخلاقی دانست.

جوانی با تجربه های گذشتگان

اشعار پرون اعتصامی، اصالت و تازه گویی دارد. او در محضر استادان آشنا به روش کلاسیک و میراث فرهنگی و ادبی ایرانیان پرورش یافته و به مانند آنها به سرودن شعر پرداخته است. همچنین، پروین صاحب افکار و ایده های تازه ای بود. «مارگارت آرنت مدلونگ» در تفسیری کلی از اشعار پروین می نویسد: «پروین با هوشمندی تمام، نوع ادبی سنتی مناسبی را برای بیان افکار خود انتخاب کرده است. اشعار پروین با سبک شاعران بلند آوازه ایران از لحاظ محتوا و مفهوم و نیز ظاهر گفتار و رعایت وزن و قافیه و اسلوب گویش شعر کهن فارسی سروده شده، و خواننده را به یاد شاعران گران قدری چون رودکی، ناصر خسرو، سنایی، سعدی و نظامی و حافظ می اندازد».

خیال و خیال پردازی در شعر پروین

پروین اعتصامی در سراسر اشعار پندگونه خود، می خواهد مخاطب را به حق و حقیقت هدایت کند. تمام خیال پردازی های او، از زندگی عمومی مردم سرچشمه می گیرد و در بازگویی نابسامانی ها و دردهای همان مردم به کار می رود. خیال پردازی در شعر پروین واقعی و هدایت کننده به سوی حقایق زندگی است؛ زیرا او خود فردی با سلامت نفس، نکته سنج و موشکاف، حقیقت بین، عاشق مردم و مسلمان است. پروین حقایق زندگی هم نوعان خود را می بیند و مانند امانتداری مؤمن، آن را دل سوزانه در شعر خود منعکس و به دیگران متنقل می کند.

مناظره در شعر پروین

یکی از برجستگی های شعر پروین، روی آوردن به هنر مناظره است. این نوع شعر با هنرمندی وخلاقیت شاعر، گوشه ای از دیوان او را به خود اختصاص داده است. مناظرات صد و بیست گانه پروین، به گونه ای ساده، قابل فهم و صریح سروده شده است که اغلب با یکی دوبار خواندن، مفهوم آن در ذهن خواننده ماندگار می شود. در واقع مناظره، اوج شعر پروین است. از معروف ترین مناظره های انتقادی شعر او، می توان به قطعه «مست و هوشیار» اشاره کرد. پروین در این قطعه، بسیاری از حقایق وضعیت اجتماعی زمان خود را بیان می کند. فقر، ستم و بی اعتنایی به مسائل شرعی از آن جمله است.

حکایت در شعر پروین

یکی از روش های بسیار مؤثر در اندرز دادن، استفاده از داستان سرایی و حکایت گویی است. پروین اعتصامی در اشعار خود از این روش به خوبی استفاده کرد و می توان او را بزرگ ترین شاعر داستان سرای معاصر زبان فارسی دانست. پروین با بیان گوش نواز و تأثیرپذیر، از زبان مردم، حیوانات، اجسام، خوراکی ها و دیگر اشیا، مطالب پندآموز خود را به سادگی و با تصاویری روشن در ذهن خوانندگان خود جای می دهد. در واقع علت موفقیت پروین در سرودن داستان های جذاب و شیرین این است که او از یک سو داستان های خود را که اغلب افشای درد و رنج اطرافیانش بوده، به خوبی درک کرده است و از سوی دیگر، طبیعت نقاد او این داستان ها را با قوه تخیل و احساس و اندیشه خود به همراه چاشنی صداقت و اصالت که در گفتار دارد، در شعرهایش آورده و به خوبی ارائه کرده است.

مبارزه با تنگ دستی

پرداختن به حقایق زندگی اقشار گوناگون جامعه و جدی گرفتن نیازهای آنان و افشاگری شجاعانه، از موضوعاتی است که پروین در شعر خود به آن توجه می کند. او با مردم هم عصر خود پیوند معنوی استواری داشت؛ به گونه ای که از درد و رنج های آنها بسیار پریشان و ناراحت می گشت. شرح نابه سامانی زندگی مردم و بازگویی آن، سبب شده که عده ای ااشعار او را غمناک توصیف کنند؛ در حالی که شعر پروین غمناک نیست، بلکه شرح احوال زندگی مردمی رنج کشیده است که پروین در سروده هایش به آن می پردازد.

فقرستیزی در دیوان پروین

پروین در بسیاری از شعرهایش، درباره فقر به شکل های گوناگون و از زبان افراد مختلف سخن گفته است. او در یکی از سروده های خود چنین می گوید:

یکی زین سفره نان خشک برد آن دیگری حلوا

قضاگویی نمی دانست رسم میزبانی را

همچنین در جای دیگر، او از تیره روزی و فقر دخترکی سخن می گوید که به علت موی ژولیده، جامه پر وصله و رخسار رنگ پریده اش، مورد استهزای همسالان خویش قرار می گیرد. یا از زبان زنی سالخورده و فرسوده به تشریح اندوه ناشی از فقر او می پردازد و به خواننده می فهماند که منشأ فقر، به جامعه، دولت و مردم ثروتمند آن باز می گردد.

نکوهش خودکامگی

پروین اعتصامی، این شاعر آزادی خواه، در شعر خود به مسئله خودکامگی زورمندان می پردازد. او مانند شاعران دیگری که با او هم زمان بودند و در مقابل ظلم ایستادند، همواره خودکامگی زورمندان را نکوهش می کرد. البته پروین هیچ گاه کسی را هجو نکرد و واژه ای زشت و خلاف عفت عمومی به کار نبرد، بلکه با روشی شیوا، روان و زیبا، ضمن محکوم کردن افراد مستبد و نفی راه و روش زشت آنان، جامعه را به اجرای عدالت دعوت می کند که زیبایی این برخورد را می توان در قطعه «اشک یتیم» به خوبی مشاهده کرد.

مخاطبان پروین

اشعار پروین اعتصامی، مردمی است و مخاطبان او طبقات گوناگون مردم اند. او حقایق زندگی افراد جامعه خود را باور داشت و با تمام وجود آن را حس می کرد. پروین با شجاعتی خاص و صراحت، دردها را به گوش قدرتمندان می رساند. در اشعار او شاه و گدا، دارا و نادار، سپید و سیاه، خوش بختی و تیره روزی، همه مخاطب و دریافت کننده پیام اندرزگونه او هستند.

پروین برای تأثیرگذاری بهتر در مخاطبان، از انواع فنون کلامی از جمله حکایت، ضرب المثل و مناظره بهره گرفته است. به دلیل همین ویژگی ها و نزدیکی به واقعیت های زندگی بیشتر مردم جامعه و مخاطبان خود، به قول ملک الشعرای بهار، دیوانش همچون «قند پارسی» مذاق جان را شیرینی می بخشد.

بهره گیری از آیات در اشعار پروین

از ویژگی های بارز اشعار پروین اعتصامی، بهره گیری از آیات کریمه قرآن مجید است که به بزرگی و شکوه سروده های او ارزش بیشتری می افزاید. این بهره برداری، در جای جای دیوان او منعکس و جلوه گیر می باشد که به آنها اشاره می کنیم:

1. ید بیضاء

پروین اعتصامی در نخستین قصیده از دیوان خود جایی که می گوید:

ساحر فسون و شعبده انکارد

نور تجلی و ید بیضاء را

به داستان معجزه حضرت موسی علیه السلام ، ید بیضاء اشاره مستقیم دارد که در قرآن مجید آمده است: «هنگامی که دست خود را بیرون کشید، ناگاه درخشنده و خیره کننده ناظران بود».

2. گواهی دادن جوارح

پروین در یکی دیگر از قصایدش از آیات قرآن بهره گرفته و گفته است:

در آن دیوان که حق حاکم شده است و زبان شاهد

نخواهد بود بازار بهاء چرب زبانی را

در این بیت، پروین به دادگاه عدل الهی در روز رستاخیز اشاره دارد؛ جایی که اعضا و جوارح به اعمال فرد گواهی می دهند. خداوند در قرآن فرموده است: «به پوست های خود گویند چرا بر ضد ما شهادت و گواهی دادید».

3. عصا واژدها

او در قصیده «آینه معنا» در بیت:

عصا را اژدها بایست کردن، شعله را گلزار

تو با دعوی، گه ابراهیم و گاهی پور عمرانی

به عصای حضرت موسی علیه السلام و داستان گلستان شدن آتش بر ابراهیم خلیل الرحمن به امر خدای تعالی اشاره می کند.

4. لطف حق

احساسات و هنرمندی های شاعرانه پروین در دیوانش زمانی اوج می گیرد که به داستان حضرت موسی علیه السلام و مادر او می رسد و به دریا افکندن و سالم ماندن آن حضرت را از الطاف حق تعالی می داند. پروین اعتصامی در اشعار  خود چنین می سراید:

مادر موسی چو موسی را به نیل

در فکند از گفته رب جلیل

خود به ساحل کرد با حسرت نگاه

گفت کای فرزند خرد و بی گناه

گر فراموشت کند لطف خدای

چو رهی زین کشتی بی ناخدای

گر نیارد ایزد پاکت به یاد

آب، خاکت را دهد ناگه به باد

وحی آمد کاین چه فکر باطل است

رهرو ما اینک اندر منزل است

نوشته شده توسط عباس ائلچين در سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389 |